می نویسم....

می نویسم امروز دوباره...

می نویسم که گویی جای خالیه انگشتانم در کیبورد به شدت احساس می شد.

ولی غریبی می کنم با این دکمه های به ظاهر آشنا...

حرفی در دل است که نمی توان آن را با این دکمه ها نوشت...

ولی مسرور از اینکه در جاده ای پا می گذارم که خاکش

برایم مانوس است و تنها مامنی که برای دلم جا دارد و

می شنود حرفها و نا گفته هایش را...

/ 0 نظر / 20 بازدید