جاده ی خاکستری

چنان با حرارت و شوق می گفت که من که فقط مستمع صرف بودم از هیجان حرف هایش همین جور الکی مفتخر بودم....

چرا باور نداریم...

عادتمان شده هر محدودیتی را با محدودیتی دیگر پاسخ دهیم.

اعتراض و عمل نکردن و سعی نکردن هم که پیشه ی راهمان است امید به خدا...

توجیهی می کنیم چنان زیباو سخنران که فقط اهل سخن این را حرافی بیش نمی دانند وگرنه عوام که کف مرتب را هم نثارت می کنند.

علامت سوال این جاست که با این کف ها و تاییدیه ها ی به ظاهر شیک و در باطن لغت بازی چنان مسرور می شویم که نمی دانم چرا با موفقیت خود این چنین نمی بالیم....؟


 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/٢۳ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ توسط sasa نظرات () |


Design By : Night Skin