جاده ی خاکستری
when there's a will. there's a way در جست و جوی دائمم. نمیدانم خاصیت این اتمام فصل است یا سنم مرا اینگونه مجاب میکند؟ انسان نمیتواند به آسمان نیندیشد..... چگونه می تواند؟؟؟ مگر انسانهایی که عمر را بی چرا به چریدن مشغولند و سر به زمین فرو برده اند و پوزه در خاک دارند و غرق در آب و علفند ............................................ اینها که "گوسفندان" دو پایند........ "دکتر علی شریعتی" و امروز برگه ی دیگری از زندگی ام ورق خورد... وبه امید اینکه مهر اطرافیانم را توان جبران باشد... ٢٣ سالگی هم عالمی دارد.... الهی شکر... sometimes Iwish that life had subtitles ......................................................... من به سیبی خشنودم.... و به بوییدن یک بابونه من به یک آیینه یک بستگی پاک قناعت دارم ........ (سهراب)
-شیخ ابوالحسن خرقانی بر سردر خانقاه خود نوشته بود:
"هرکه در این سرا درآید، نانش دهید و از ایمانش (نامش) مپرسید. چه آن کس که بدرگاه باری تعالی به جان ارزد، البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد"!(نورالعلوم).
..............................................
و اگر جواب این سوال را به سن محدود کنیم که هرگز مرا قانع نمی کند.
نمیدانم چرا کسی پا ندارد سر دردو دل من بشیند!!
تا زبان باز می کنم حرف بزنم فی الفور پس از طی مقدمه چینی گویا حوصله ی مخاطبم را سر می برم. و او که حوصله اش از کف می رود سریعا موضوع را به بی موضوعی مرتبط می کند و حقیقتا جایگاهمان عوض می شود . من مخاطب و او گوینده !!!!!!
همان لحظه اشک فریاد می زند که مرا از زندان چشمت رها کن......
فی الحال همه را دوست دارم فاقد هیچ کینه که این صفت (کینه)سخت مرا می آزارد.....
| Design By : Night Skin |

